1930: چکش قوچ هیدرولیک جان آ. زوبلین
در سال 1930، جان آدولفوس زوبلین یک مکانیسم چکش سیال را به ثبت رساند. این حق اختراع شامل مکانیسم های متعددی برای تبدیل انرژی هیدرولیک به حرکت ضربه ای و برخی مفاهیم احتمالی پس کشیدن پیستون است.
پیستون چکش توسط یک فنر به سمت شیر حرکت می کند، این امر باعث بسته شدن مسیر سیال می شود و با استفاده از اثر چکش آب، شیر و پیستون را تسریع می کند. جابجایی سوپاپ توسط یک میله کوچک محدود می شود، بنابراین گذرگاه باز می شود و پیستون چکش همچنان به سندان برخورد می کند.
این حق اختراع همچنین به جمع شدن پیستون بدون فنر، با استفاده از اندازه های مختلف و اتصال ناحیه پشتی پیستون چکشی به بیرون مته اشاره می کند.
با استفاده از یک روزنه کوچک در داخل مسیر جریان در سندان افت فشار بسته به جریان رخ می دهد. همانطور که سطح پشتی پیستون به حلقۀ حلقه متصل می شود، فشار بر روی سطح جلویی (186) فشار می آورد و پیستون چکش را به سمت بالا و در مقابل جریان سیال فشار می دهد.
1946: ابزار Bassinger
راس باسینجر در سال 1940 با شرکت خود "Bassinger Tool Company" در حال توسعه ابزارهای کوبه ای هیدرولیک بود. سوپاپ به جای سر سوپاپ در اطراف پیستون چکش قرار می گرفت. پسرش گری باسینجر بعد از آن به پیشرفت های خود ادامه داد. ابزارهای مسافربری توانستند نسبت به حفاری چرخشی برتری پیدا کنند.
نرخ نفوذ در حین حفاری در اوکلاهما حدود 30 درصد بیشتر بود. ابزار Bassinger نیز توسط پوسته برای چندین چاه در آلبرتا استفاده شد.
استفاده از بیت های مخروطی غلتکی به دلیل انتقال ضربه از طریق یاتاقان ها و استفاده از دندانه های معمولی چالش برانگیز بود. بیت های دکمه ای هنوز در دهه 1950 اختراع نشده بودند. مته های مختلفی آزمایش شده اند، بهترین نتایج با استفاده از یک بیت مخروطی غلتکی با یاتاقان های آستین به جای بلبرینگ به دست آمد.
با استفاده از یک پوشش لاستیکی، سایش ساینده پیستون چکش را می توان کاهش داد، بنابراین چکش می تواند تا 14 ساعت کار کند. نرخ نفوذ در مقایسه با حفاری دوار به طور قابل توجهی بالاتر بود، به عنوان مثال، ROP در انیدریت و سنگ گچ در کانادا حدود 2.4 متر در ساعت در مقایسه با 1.7 متر در ساعت با حفاری چرخشی بود.
1968: مته ضربه ای هیدرولیک پان امریکن پترولیوم
اختراع نوع جدیدی از مته های کوبه ای هیدرولیک در شرکت پان امریکن پترولیوم (که بعدها به نام آموکو، سپس BP شناخته شد) توسط رنیک پی وینسنت در سال 1968 نقطه عطف دیگری بود. آنها با استفاده از ابزارهای 7 اینچی و 11 اینچی توانستند سرعت نفوذ را در مقایسه با حفاری چرخشی حدود سه تا پنج برابر افزایش دهند.

ابزار 11 اینچی دارای طول 2.3 متر و جرم پیستون چکشی 400 کیلوگرم بود.

